دهکدۀ جهانی، مدینۀ فاضلۀ رسانه ها،بررسی شتابزدۀ چند و چون طرح آینده نگری رادیو تلویزیون ملی ایران

قصد اصلی این مطلب ارزیابی تحلیلی طرح آینده نگری سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران نیست- نه فقط به این دلیل که خود طرح هنوز دستاورد های نهائی را عرضه نکرده است، بلکه بیشتر از آنرو که حوصلة محدود این مقال نیز ظرفیت درخوری برای یک تحلیل جامع و همه سویه پیشنهاد نمی کند.

بنابر این در مجال فعلی، این مطلب ناگزیر تنها به ارائة شناخت اجمالی و فشرده ای از چند و چون طرح بسنده می کند، و اگر دست کم به کار فرو نشاندن عطش کنجکاوی و اعتنائی آید که از دو همایش علمی(سمپوزیوم) طرح در شیراز و مشهد برخاسته، به مراد خود نایل شده است. در عین حال این نکته نیز در خور یاد آوریست که به اقتضای جهت گیریهای فرهنگی «رودکی»، طی این مقال بر کوششهای فرهنگی و هنری طرح تکیه ای سنگین تر خواهیم زد.
بدیهی است که بحث های گسترده تر، و نیز ارزیابی طرح به مجالهای آینده سپرده می شود.
«... ارتباط جمعی در آب و هوای انقلابی یک جامعة متحول، چهره ای دوگانه دارد: یک چهرة سازنده، و یک چهرة ویرانگر.
از یکسو، عصر ما زیر تاثیر شگرف رسانه ها، روزگار «اکنون زدگی» ست. از گذشته بریده ایم و فراغ اندیشیدن به آینده را نیز از دست داده ایم...
رسانه ها با تحریف واقعیت ها از یک طرف، و تولید بی امان رؤیا و خیال از جانب دیگر، جهان خیال را با سهم ویژه ای از خشونت و شهوت در کنار جهان واقعی جای داده اند.
ولی از سوی دیگر، شاید بزرگترین خدمت و رسالت رسانه های ارتباط جمعی در این گذار تاریخی در آن نهفته است که تامل دربارة زمان را به ما بیاموزند. گذشته و حال و آینده را در مسیر تاریخ پیوند زنند، و بار دیگر امکانات ارتباط میان انسان و تاریخ و عرصة بیکران هستی را فراهم آورند.
این رسالتی است که تحقق آن امروز شاید برای نخستین بار در تاریخ بشر امکان پذیر شده است. زمین به سفینة کوچکی در عرصة پهناور فضا می ماند که در آن گذشتة بشر، میراث فرهنگی همة سرنشینان آن، و آینده اش سرنوشت مشترک همة مسافران است.»
دکتر مجید تهرانیان

از: پیشگفتار چارچوب نظری طرح آینده نگری
 

«رسالت رسانه ها در آن نهفته است که اندیشیدن در بارة زمان را به ما بیاموزند. »

جای نخستین گامهای کامکارانه ایکه پاهای توانمند یک انسان بر سطح کرة ماه نقش زد، نه فقط یادگار یک پیروزی بی چون و چرا در تاریخ فضانوردی، که نشانه ای درخشان از یک نقطة عطف انقلابی در تاریخ ارتباطات نیز بود. چه میلیونها انسان در نقاطی بسیار دور از هم توانستند در یک لحظة تاریخی، همزمان چشم به صفحه ی کوچک تلویزیونهایشان بدوزند، و پیروزی بزرگی را شاهد باشند. این حادثه ای در نقطة اوج انقلاب ارتباطی بود که بخصوص معنای عمیقی به این جملة معروف مارشال مک لوهان بخشید: «... انقلاب ارتباطی، دنیا را تبدیل به دهکده ای جهانی کرده است».*و به راستی که حادثة فرود انسان در ماه به خاطر انعکاس غول آسای ارتباطی آن با چنان ابعادی به چشم رسید که انگار شهابی در آسمان یک دهکدة کوچک جرقه زده، و همة ما در مقیاس ساکنان آن دهکده، سهمی یکسان از تماشای این جرقه برده ایم.
هدفهای طرح آینده نگریگفتن از اهمیت انقلاب ارتباطی-انقلابی که مطمئناً وجه تشخص سالهای نیمة دوم قرن بیستم است و تاکید بر تاثیرات قطعی و پرهیز ناپذیر آن در زندگی روزمرة انسانها، و اصولاً در سرنوشت انسان این زمانه، بی تردید چیزی جز توضیح واضحات نخواهد بود. وضوح این مساله و قطعیت تاثیر های این پدیدة شگفت انگیز دست کم تا آنحد بوده که اسباب نگرانی ذهن مدیران دستگاه مسئولی در شرایط سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را فراهم آورد و آنها را به فکر چاره اندیشی اندازد.

وسوسة ذهن این مدیران در جهت مهار کردن تاثیرهای چند گونة انقلاب ارتباطی و به خدمت گرفتن آن در جهت نیل به هدفهای درست و ارشادی ملی عمل کرده است- هدفهائی در تمامی زمینه های وابسته به توسعة ملی.
طرح آینده نگری سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، در واقع از دل این وسوسه ها و نگرانیها زاده شده است.
رضا قطبی، مدیر عامل سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران در متن پیشگفتار طرح اشاره می کند:«از آنجا که برنامه ریزی بلند مدت در رادیو و تلویزیون ابعاد بسیار و پیچیده ای دارد، در این طرح سه بررسی گوناگون ولی بهم پیوسته به موازات یکدیگر انجام می گیرد.
1- بررسی ساخت کنونی و آینده تکنولوژی ارتباط جمعی در جهان.
2- بررسی ساخت کنونی و آیندة مدیریت ارتباط جمعی در جهان.
3- بررسی نقش کنونی و آینده ارتباط جمعی در توسعة ملی ایران.»

طرح آینده نگری از اواخر تابستان گذشته با همکاری و وحدت مساعی جمعی از آگاهان زمینه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و آموزشی آغاز به کار کرد و تا این زمان به عنوان دو نقطه عطف در عمر کوتاه یکسالة خود به برگزاری دو سمپوزیوم ملی(در شیراز) و بین المللی(در مشهد) در حوزة مسائل مربوط به «نقش رسانه های گروهی در آینده توسعة ملی ایران» توفیق یافته است. بدیهی است که هدف کلی طرح نیز چیزی جز بررسی این نقش نیست، و البته در چارچوب این بررسی ها، در همه حال تأکید اساسی بر نقش حساستر و گسترده تر سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران خواهد بود.
در برخورد اولیه با طرح، چیزیکه کنجکاوی برمی انگیزد، عنوان آنست: آینده نگری.

آینده نگری به راستی چیست؟ مجید تهرانیان، مدیر طرح، و دکترای اقتصاد سیاسی از دانشگاه هاروارد در سمپوزیوم شیراز به این سؤال اولیه پاسخ گفت:
آینده نگری احتمالا یکی از نخستین مشغله های فکری انسان بوده است. افسانه های اولیه در واقع بیانگر و تجسم بخش آرمانها و مدینه های فاضله ای بوده اند که فضای فکر بشر را از آغاز حیات پر کرده بودند.
اما آینده نگری به اعتباری که شالودة کار ما قرار گرفته است، ستاره شناسی و پیشگوئی نیست. علم هم نیست. روشی که برخی از دانشمندان علوم اجتماعی تحت عنوان «روند نگاری» - forecasting- برای تعمیم دادن روندهای گذشته به آینده در پیش گرفتند، مورد تقلید ما نبود. چون تاریخ این تجربه را به ما داده که چه با جهشهای غول آسا که یک آیندة بخصوص تاریخی را از ریشه ها و روند های گذشته اش بکلی جدا کرده اند... پس آینده نگری علم هم نیست – نه علم مطلق و نه علم اثباتی.
سیاست و مصلحت اندیشی و برنامه ریزی به مفهوم دقیق کلمه نیز نیست- به این مفهوم که طرحهای بخصوصی را در نظر بگیریم و تجزیه و تحلیلی از سودها و زیانهای آنها به عمل آوریم.

بنابراین آینده نگری به معنای دقیق و کامل، نه پیامبریست، نه پیشگوئی، نه علم، نه برنامه ریزی، و نه سیاستهای مصلحت اندیشانه. در عین حال طیف آینده نگری آنچنان وسیع است که می توان به راحتی ادعا کرد همة اینها هم هست!
ما این مفهوم را در سه دایرة تو در تو نشان می دهیم:
دایرة اول نمایندة حیطة علم است. در آینده نگری نخست باید وضع موجود را سنجید. منابع مادی و انسانی در دسترس باید دقیقاً ارزیابی شوند.

دایرة دوم نمایندة حیطة پیامبریست. باید ببینیم نیازهایمان چیست، چه آرمانهائی داریم، و آن تصوری که از مدینة فاضله در پس فکر هر یک از ما نسبت به آینده وجود دارد، چه ماهیتی دارد، و یا می تواند داشته باشد.دایرة سوم نمایندة حیطة سیاست و مصلحت اندیشی است، که امکانات آشتی پذیری و سازش بین دایره های اول و دوم را بررسی می کند.

حوزة مشترک این سه دایره، حوزة امکانات است. هر اندازه که درجة آگاهی ما افزایش یابد، به همان میزان هم حوزة امکانات گسترش پیدا خواهد کرد- تا جائیکه در مدینة فاضلة مفروض، این سه دایره کاملا بر هم منطبق خواهند شد.از اینروست که آینده نگری از آنجا که با سه حوزة کاملا متمایز عینیت و ذهنیت و عمل، یکجا و در آن واحد سرو کار دارد، کار چندان، سهل و ساده ای نیست، و اگر در کار خودش موفق شود، باعث دور اندیشی، پیش اندیشی، پیشگیری و احیاناً آینده آفرینی خواهد شد.

روش سروشطرح برای آغاز بررسی ها و پژوهشهای خود، باید قبل از هر چیز روشی مشخص بر می گزید. روشهای آینده نگری در طول تاریخ بر حسب اقتضای شرایط زمانی و مکانی شکلهای متفاوتی به خود پذیرفته اند. از اینرو آینده نگر این زمانه می تواند خود را با میراثی غنی و راهبر از شیوه های متفاوت آینده نگری روبرو یابد. در این میان روشهائی نظیر «تخیلی-فلسفی»، «تاریخی-فلسفی»، روندنگاری، همانندنگاری- simulation modeling- ، بازنگری –monitoring- صحنه سازی-scenario creation- و روش واکنش شناسی- cross impact analysis- برجسته تر از دیگر روشها هستند.
مع الوصف طرح آینده نگری هیچیک از روشهای یاد شده را اساس کار خود قرار نداد. بلکه به روشی اقبال نشان داد که پیش از این به عنوان «دلفای» -Delphi- شهرت یافته بود، اما طرح اندک تغییری در کم و کیف آن و با الهام از حافظ، آنرا تحت عنوان سروش به کار گرفت. «سروش» نام یکی از فرشتگان پیام آور ایزدیست که در ادبیات اسلامی، همانند و همنقش جبرئیل شناخته شده است. (دلفای، همتای خارجی «سروش» نیز نام شهری در یونان باستان بوده است که در بازار مکارة آن، پیشگویان از آینده خبر می داده اند).

مجید تهرانیان دربارة سروش توضیح می دهد:
«روش سروش به زبان بسیار ساده روشی است که از مصاحبة چند مرحله ای استفاده می کند:

در مرحلة اول مصاحبه، جمعی از پژوهشگران در زمینة خاصی به گفتگوی باز و آزاد می نشینند، و تا حد امکان می کوشند بدون دخالت مستقیم در تعیین شکل سؤالها، مسأله از دیدگاه مصاحبه شونده تعریف بشود.  پس در این مرحله باید حداکثر آزادی رعایت شود.
 در مرحلة دوم یافته های مرحلة نخست به صورت فرضیه هائی در می آید، و بر اساس آنها پرسشنامه هائی تنظیم می شود تا فرضیه ها در معرض محک گذاری قرار گیرند. در این مرحلة، درجة همرائی -Consensus- متخصصین و پژوهشگران نسبت به آیندة رشته  تخصصی شان تعیین می گردد.
در مراحل سوم و چهارم، الی آخر، هدف اینست که با جمع آوری و به اطلاع رساندن نتایج مراحل اول و دوم به مصاحبه شوندگان (همان گروه اول)، آنها را در معرض اندیشه ها و افکار و قضاوتهای همکارانشان بگذاریم، و به این ترتیب با دریافت آرای سنجیده تری از آنها، پس از تأیید، تعدیل و یا تجدید نظر کلی، به درجه همرائی بالاتری در مراحل بعدی برسیم.»
اشاره به این نکته ضروری می نماید که طرح در پژوهشهای خود نه فقط از سروش، که از روش دیگری موسوم به روش «هنجاری»-Normative- یا «آینده آفرینی» نیز سود جست: در این روش تکیة اساسی بر نقش هنجار های اجتماعی ست، و در پیش بینی آینده اهمیت بسزائی برای عامل آگاهی و ارادة دستجمعی منظور می گردد. طبیعی است که برای نیل به این مقصود، راه ناگزیر «شناخت» و «بازشناخت» ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه را باید پیمود.

بررسی نقش رسانه ها در توسعة ملی ایراناین بررسی سه هدف اساسی را تعقیب می کند:
1- ارزیابی نقش کنونی رسانه ها در توسعة ملی ایران
2- نظر آزمائی گروهی از صاحبنظران و پیام گیران دربارة نقش کنونی و آیندة رسانه ها
3- نتیجه گیری کلی از بررسی های ملی و بین المللی برای پیشنهاد خطوط کلی مأموریت سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران در سیر دو دهة آیندة توسعة ملی.

هدف نخستین، از طریق بررسی اسناد و مدارک در دسترس، در چهار زمینه تحقق می یابد:
الف: نقش رسانه ها در توسعة اقتصادی-فنی
ب: نقش رسانه ها در توسعة سیاسی-اجتماعی
ج: نقش رسانه ها در توسعة علمی-آموزشی
د: نقش رسانه ها در توسعه ی فرهنگی-هنری

هدف دوم را یک نظر آزمائی گستردة چهار مرحله ای تأمین می کند: «نظر آزمائی» البته با اقتضای ماهیت خود، هیچگاه اخذ نتایج درست و واقعی و بی غل و غش را تضمین نمی کند. کارگزاران طرح این خطر همیشگی نظرآزمائیها را می پذیرند. ولی در عین حال امیدوارند که طرح دست کم به درجه بالائی از صحت در نتیجه گیری نظرآزمائیهای خود برسد:

«نظر آزمائی اول ما با سروش با حدود صد نفر از سرشناسان ارتباطی و فرهنگی و سیاسی کشور در سطوح سیاستگذاران و کارگزاران و آفرینندگان فرهنگی که هر یک به شکلی در تعیین سرنوشت رسانه ها نقشی داشتند، انجام گرفت. ما با هر یک از افراد این مجموعة صد نفری به مباحثه و مصاحبه نشستیم و به نتایجی آموزنده و در خور اعتنا رسیدیم.
مرحلة دوم سروش به این ترتیب صورت گرفت که پرسشنامه هائی بر اساس نتایج گفت و شنود های مرحلة اول تنظیم شد و برای حدود پانصد نفر از سرشناسان سیاسی و فرهنگی ایران ارسال شد. نتایج نهائی این پرسشنامه ها هنوز به طور کامل استخراج نشده است.
در نظر آزمائی دوم، عقاید و نقطه نظرهای حدود شش هزار نفر از پیغام گیران- Audience- به مفهوم عام کلمه در سراسر کشور به شیوة نمونه گیری تصادفی و بر اساس ترکیبی که کمابیش گویای ترکیب واقعی جمعیت 33 میلیونی کشور باشد، پرسیده شده است.
نظر آزمائی سوم میان حدود پانصد نفر از جوانان دانشگاهی صورت گرفت. به نظر ما این گروه خاص، و بخصوص جمعی از آنان که به نحوی از انحاء با رسانه ها سر و کار دارند، از این لحاظ که از یکسو متبلور کنندة تضاد های موجود جامعه هستند (و این تضاد ها در ساخت فکریشان روشنتر به چشم می خورد)، و از سوی دیگر تعیین کنندة آیندة کشور خواهند بود، گروه جالبی برای مقایسة دو گروه برگزیدة قبلی رسیدند.
گروهی که در نظر آزمائی چهارم شرکت داده شدند، خود مسئولین مستقیم رسانه های گروهی بودند، یعنی مدیران ارشد و جمعی از تهیه کنندگان و مسئولین مختلف سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، که باز قریب پانصد تن بودند.

در پرسشنامه هائیکه ما توزیع کردیم، سه نوع پرسش در نظر گرفته شده بود:

1- پرسشهائی دربارة سوی گیریهای رفتاری، آیندة توسعة ملی ایران در زمینه های گوناگون عاطفی و شناختی، پاسخگو دربارة مسائل کنونی و آیندة توسعة ملی ایران در زمینه های گوناگون توسعة اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی.
2- پرسشهائی دربارة سوی گیریهای رفتاری، عاطفی  و شناختی، پاسخگو در مورد نقش کنونی و آینده هر یک از رسانه های گروهی اعم از رادیو، تلویزیون، مطبوعات، کتاب و سینما.
3- پرسشهائی دربارة سیاستهائی که به اعتقاد ما رسانه ها به طور اعم، و رادیو تلویزیون به طور اخص باید در مورد پاره ای مسائل مربوط به خود اخذ کند.

همایش های علمی طرحطرح آینده نگری، نتایج بررسی های همزمان کارشناسان خود را در سه زمینة تکنولوژی جهانی رسانه ها، مدیریت جهانی رسانه ها و نقش رسانه ها در توسعة ملی ایران، طی دو همایش عمومی در اردیبهشت و تیر گذشته به قضاوت و نظرخواهی مدیران ارشد سازمان رادیو تلویزیون، و جمعی از نخبگان ایرانی و خارجی زمینه های علمی و فرهنگی مربوط به ارتباط جمعی نهاد.
نخستین همایش طرح که در سطح ملی و با شرکت کارشناسان و آگاهان ایرانی در شیراز برگزار شد، به تم دشواریهای رادیو تلویزیون در متن گذار ایران از جامعه ی سنتی به جامعة مدرن صنعتی پرداخت- در حالیکه همایش دوم که برپائی شش روزه ای در مشهد در سطح بین المللی و با شرکت صاحبنظران خارجی مسایل ارتباط جمعی داشت، بیش از هر چیز دربارة نقش رسانه های گروهی در «جوامع در حال رشد دم افزون» گفت و شنید.

(ترکیب شرکت کنندگان، حدود 25 نفر از صاحبنظران جهانی مسائل فرهنگی و ارتباطی، و 35 نفر از صاحبنظران ایرانی را نشان می دهد).
روال کار هر دو همایش بر این اساس بود که چهار گروه کار زمینه های «اقتصادی-فنی»، «علمی-آموزشی»، «سیاسی-اجتماعی»،«فرهنگی-هنری» یافته های حاصل از بررسی هایشان را درزمینه های مربوط به خود مطرح کرده و در معرض بحث و قضاوت شرکت کنندگان قرار می دادند. در عین حال مأموریت کلی رادیو تلویزیون در توسعة ملی ایران طی دو دهة آینده، و الگو های متفاوت ساخت تکنولوژی و ساخت سازمانی و مالی رادیو تلویزیون برای انجام این مأموریت هدف اعتنای دقیق هر دو همایش بود.

سمپوزیوم مشهد، علاوه بر این، چهار گروه کار نیز جهت مطالعة نقش رادیو تلویزیون در زمینه های چهار گانة آموزش و پرورش، حمایت از توسعة ملی، پاسداری فرهنگ ملی، پاسداری فرهنگ ملی، و رابطه با دیگر مؤسسه های دولتی و عمومی تشکیل داد. اما سهم کارشناسان بین المللی مدعو در این سمپوزیوم چه بود؟
فرهاد حکیم زاده، مجری طرح، متخصص «دینامیک سیستم ها»- System Dynamics- و فارغ التحصیل دانشگاه MIT به این سؤال پاسخ می گوید:«موقع برنامه ریزی سمپوزیوم، این واقعاً سؤال خود ما بود که آیا کارشناسان خارجی چه کمکی به ما می توانند بکنند- مثلا کسیکه بدون هیچ آشنائی و اطلاع قبلی از سوئد به سمپوزیوم می آید، چه عقیده ای می تواند دربارة نقش رادیو تلویزیون در توسعة ملی ایران داشته باشد. البته نوع کار ما از نظر طبیعت و ماهیت، شبیه به کار ها و مشغله های خود آنها بود. چون تقریباً تمام کارشناسانی که به سمپوزیوم دعوت شده بودند، یا در سازمانهای رادیو تلویزیون کشورهای خودشان کار می کردند، و یا اینکه محققین رابطة رسانه ها با توسعة ملی بودند. اما مساله اینست که هر چقدر هم طبیعت کار ما و آنها یکسان و شبیه به همدیگر باشد، برای یک بحث عمیق و مفید به طور قطع لازم بود اطلاعات دقیق و کاملی از گذشته و حال ایران به آنها می دادیم، و به نظر من نقطة ضعف بزرگ این سمپوزیوم، ضعیف بودن سیستم پخش اطلاع بود. حتی خود ما هم در بسیاری زمینه ها یا اینکه اصلا بدون آگاهی و اطلاع بودیم، و یا اطلاعاتمان در مقیاس یک جمعیت بالای سی میلیونی به اندازة کافی عمق و جامعیت نداشت. کارشناسان خارجی هم تنها در صورتی می توانستند در تصمیم گیری ونتیجه گیری کمک مؤثری به ما بکنند که اطلاعات کافی در اختیار داشته باشند. اما در مواردی کمک خارجی ها مفید و مؤثر بود، از جمله اینکه دو پیشنهاد خیلی خوب در زمینه های نقش رسانه ها در توسعة ملی، و پاسداری فرهنگ قومی به ما دادند.
آنها در زمینة خدمات عمومی که ارتباطات به توسعه ملی می تواند بکند، پیشنهاد کردند تلویزیون با امکانات خود مراکزی تأسیس کند که تحت کنترل سازمانهای دیگر یا مقامات محلی خدماتی در جهت فراگرد توسعة مملکت به مردم بدهند. مثلا در زمینه های بهداشتی، در موردی مثل تنظیم خانواده سازمان تلویزیون می تواند واحد های خاصی در شهرها و روستا ها ایجاد کند که طبعاً تحت نظر وزارت بهداری کار کنند، اما خود رادیو تلویزیون هم با تهیة برنامه های سمعی و بصری در همین زمینة تنظیم خانواده کمکهائی بکند.

پیشنهاد دیگر کارشناسان خارجی در زمینة هدفهای فرهنگی تلویزیون بود، به اعتقاد آنها تلویزیون باید نقش مترجم زبان فرهنگ سنتی را به زبان فرهنگ تلویزیونی ایفا کند، و مهم اینست که این کار را به نحو مؤثری انجام دهد. مثلا تلویزیون ژاپن یکی از کانالهایش را به طور کامل اختصاص به پخش برنامه های سنتی داده، و هدفش احیای فرهنگ و تئاتر قدیمی ژاپن است. اما این کانال بیننده ای ندارد، و مردم برنامه های پنج کانال تجارتی این کشور را تماشا می کنند. دلیلش اینست که تلویزیون ژاپن برنامه های سنتی خود را به طور جذابی تهیه نمی کند، و بنابراین به هدف فرهنگیش هم نمی رسد.»
 
*  دکتر «تهرانیان» در نقدی بر این تصور معروف «مارشال مک لوهان» از دنیا به عنوان یک دهکدة جهانی( به خاطر تاثیر های شگرف رسانه ها در فراگرد انقلا ارتباطی) در کتاب «رسانه ها و توسعة ملی» (از انتشارات طرح آینده نگری) می نویسد:
«علیرغم تصور مارشال مک لوهان، دنیا تبدیل به یک دهکدة جهانی نشده است، بلکه برای وضع کنونی، عنوان «سیرک جهانی» برازندگی بیشتری نشان می دهد. نقش رسانه های گروهی در خلق قید و بند های یک جامعة جهانی می تواند چون و چرا پذیر باشد، اما نقش قطعی آنها در خلق همزمان آگاهی سریع و گذرا بر رویدادهای جهانی و نمادهای فرهنگی در اذهان میلیونها تن از مردم دنیا، تردید ناپذیر است.»